محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

86

مجربات اكبرى ( فارسى )

هر روز مقدار نيم ماشه ، يا كم زياده به حسب آدمى در قند بدهند بلغم قطع شده خواهد بر آمد و ضيق و سرفه بلغمى را مفيد است و در قند چنان بايد داد كه قند سياه اندكى بگيرند و تنك سازند و دواى مذكور در وى نهاده آن را درپيچند و حب سازند و فرو برند . ديگر ؛ زهرهء گاو تنها فرو برند و غذا كباب گوشت گاو سازند در يك روز ضيق دور شود . ديگر ؛ ايلوه ، مرچ هر دو مساوى بستانند كوفته ، بيخته ، با شيرهء ادرك موازنه فلفل حب سازند و هر صباح يكى از آن بخورند ضيق دور شود . ديگر ؛ نيله تهوتهه يك ماشه ، در قند سياه آميزند و حب بسته فرو برند و اگر حاجت افتد قدرى آب نيز بالاى وى بنوشند تا هفت روز اين دواء مهلك را بايد خورد تا سه روز گرمى و بيقرارى مىآرد و قى و اسهال در هر بار كه خورده شود پس كسى كه اين دواء را بخورد بايد كه مهما امكن « 1 » بر اضطراب وى صابر باشد و چون اضطرار و قى اسهال بسيار مضطر سازد آن زمان كهچرى مونگ و برنج با روغن بسيار تناول كنند بعد از سه روز هيچ اضطراب نمىآرد ضيق بيست ساله دور مىشود . ديگر ؛ از كطائى بزرگ بيخ برآرند و همان يك بيخ را قطعه قطعه كرده در يك پاؤ آب بجوشانند تا كه تمام آب شوخته شود و مقدار يك قهوه خورى پياله بماند بيالايند و بنوشند ضيق النفس و سرفه دور شود . ديگر ؛ روغن پيه گرده بز و تيل جنبيلى مساوى گرفته بر آتش گرم كنند تا جوش زند پس بر سينه بمالند سينه را نرم كند و اختلاط كثيف را

--> ( 1 ) - مهما امكن : تا جائى كه امكان دارد . تا حدى كه ممكن است .